List Epithetical Books هشت کتاب
| Title | : | هشت کتاب |
| Author | : | Sohrab Sepehri |
| Book Format | : | Audiobook |
| Book Edition | : | First Edition |
| Pages | : | Pages: 466 pages |
| Published | : | 2002 by طهوری (first published February 1977) |
| Categories | : | Poetry. Literature |

Sohrab Sepehri
Audiobook | Pages: 466 pages Rating: 4.12 | 6504 Users | 236 Reviews
Relation Toward Books هشت کتاب
هشت کتاب: مرگِ رنگ. زندگیِ خوابه. آوارِ آفتاب. شرقِ اندوه. صدای پای آب. مسافر. حجمِ سبز. ما هیچ، ما نگاهIdentify Books Conducive To هشت کتاب
| Original Title: | هشت کتاب: مرگِ رنگ. زندگیِ خوابه. آوارِ آفتاب. شرقِ اندوه. صدای پای آب. مسافر. حجمِ سبز. ما هیچ، ما نگاه |
| ISBN: | 9649007903 |
| Edition Language: | Persian |
Rating Epithetical Books هشت کتاب
Ratings: 4.12 From 6504 Users | 236 ReviewsJudgment Epithetical Books هشت کتاب
هشت کتاب را آهسته خواندم. در هر حالی نمیخواندم و فقط وقتی به سمتش می رفتم که احساس می کردم ذهنم آمادگی پذیرش معانی آن را دارد. به نظر من اشعار سهراب حتما باید در قالب همین هشت کتاب و با نظر به تقدم و تاخر تاریخیشان خوانده شود. سهرابِ مرگ رنگ سهراب حجم سبز نیست. فرصتی داشتم که در این اثنا در کنار هشت کتاب چند کتاب هم در مورد سهراب و شعرش بخوانم که بسیار مفید بود. نظرات خودم را هم دارم اما صبر میکنم تا پخته تر شوند. بعد از خواندن چند کتاب دیگر در مورد سهراب باز به هشت کتاب باز خواهم گشت و این بار
مرا تنها گذارای چشم تبدار سرگردان مرا با رنج بودن تنها گذارمگذار خواب وجودم را پر پر کنممگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارمو به دامن بی تار و پود رویاها بیاویزم

سالها پیش بخش هایی از این کتاب را خوانده بودم و همیشه سهراب را دوست داشتم و هنوز هم دارم. اما دوباره که به آن برگشتم انگار کمتر از گذشته جذبم کرد. هنوز همان چند شعر مورد علاقه ام بودند و با بقیه نتوانستم به خوبی ارتباط برقرار کنم. دیرگاهی است در این تنهاییرنگ خاموشی در طرح لب است.بانگی از دور مرا می خواندلیك پاهایم در قیر شب است.رخنه ای نیست در این تاریكی:در و دیوار بهم پیوسته.سایه ای لغزد اگر روی زمیننقش وهمی است ز بندی رسته.نفس آدم هاسر بسر افسرده است.روزگاری است در این گوشة پژمرده هواهر نشاطی
to0pe to0pe..
سهراب را دوست دارم چون ساعد را دوست داشتم. سهراب را خواندم چون ساعد گفت بخوانم. سهراب را فهمیدم چون ساعد فهماندم. خیلی وقت است سهراب را که دستم می گیرم بغض امانم را می برد. آخر ساعد فارسی رحیم آبادی خرداد 81 رفت
اعتراف می کنم که نتونستم با همه اشعار آقای سپهری ارتباط برقرار کنم ولی حس زیبایی که بیشتر شعر ها به ادم منتقل می کنه توصیف ناشدنیه این کتاب رو باید شب تو خلوت خودت زیر نور مهتاب...یا به هنگام بوییدن یک گل خوشبو توی یک صبح بهاری...یا تماشای یک سیب سرخ زیبا تو ظهر تابستون خوند.وقتی کتاب رو باز میکنی ی دنیای خیلی زیبا جلو چشماته...پر از گل و سبزه و سیب...که از تماشا کردن و بوییدن هیچ کدوم از اونها خسته نمی شی...غرق میشی تو یک فضای نامتناهی البعد...اما وقتی که کتاب رو می بندی دوباره برمیگردی به


0 Comments:
Note: Only a member of this blog may post a comment.